أبو الحسن الشعراني

368

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

يكى ، ثواب كه پاداش عمل خير مقبول است و ديگر ، عوض در مقابل آلام و مصائبى است كه از خداوند به بنده رسد و در اين قسم ، مسلم و كافر مساويند و در مقابل آلام خداوند به هردو عوض مىدهد . امّا عمل خيرى كه از كافر صادر شود و مقبول پروردگار نبود ، نه ثواب دارد و نه عوض به استحقاق و آنچه بىاستحقاق دهد ، تفضّل نام دارد . « 1 » إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ . « 2 » مؤلف : و عبد اللّه مسعود گفت : چون روز قيامت باشد ، خداى تعالى خلايق اوّلين و آخرين را جمع كند ، آن‌گه بفرمايد تا منادى ندا كند : الا كه هركس او را به نزديك كسى به مظلمتى هست ، گو بيا و حقّ خود بستان از او و اگر از پدر و مادر و برادر و فرزند و جفت باشد و اگرچه اندك باشد . خداوندان آن حق‌ّها شاد شوند ، آن‌گه بيارند آنان را كه بر ايشان حقّ باشد و بر او ندا كند على رؤوس الخلائق : اين فلان بن فلان است ، هركس را كه بر او حقّى هست ، بيايد و مطالبه كند . خداوندان حقّ بر او جمع شوند . خداى تعالى - جلّ جلاله - گويد : حقّ اينان بده ! گويد : بار خدايا ، از كجا بدهم و دنيا رفت ؟ حقّ تعالى فرشتگان را گويد : بنگرى به اعمال او تا چيست ، اعمال بنگرند ، مستغرق شود به حقوق ، اصحاب حقوق ، مگر مثقال ذرّه‌اى ، حقّ تعالى گويد فرشتگان را كه چه رفت و چه ماند ؟ - و او عالم‌تر است . - گويند : بار خدايا ! تو عالم‌ترى . مثقال ذرّه‌اى بماند از حسنات او ، حقّ تعالى آن را مضاعف مىكند تا بسيار شود ، آن‌گه گويد : او را به رحمت من بهشت برى . آن‌گه عبد اللّه مسعود اين آيه برخواند : إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً . اگر بنده‌اى از جملهء اشقيا باشد ، حسنات او مظالم خلقان جمله مستغرق شود و او بماند با سيّئات و نيز مظلمهء مردمان بماند بر او . حقّ تعالى بفرمايد تا او را در

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 390 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 40 .